عکس 1

طنز،اجتماعی ،سرگرمی
هیبة الله !!
درویشی از رِندی نام او پرسید . رِند با ادایی منکروخشن گفت : هیبة الله ! درویش هراسان قدمی بازپس نهاده آهسته پرسید : راستی راستی هیبة الهی یا می خواهی مرا بترسانی ؟!! حالا قصه خطبه نماز جمعه سی اردیبهشت ما نیز قصه این رِند و درویش است ! خطیب عزیزضمن تهدید و ترساندن مفسدین وفروشندگان و دارندگان چیز ! اعلام فرمودند بزودی اقدامات اساسی در جهت پاکسازی این عناصر معلوم الحال صورت می پذیرد . اینجا چند نکته و سوال پیش می آید : یکی اینکه آدم وقتی میخواهد واقعا کاری را انجام دهد دیگر این همه جارنمی زند وحضرات را خبر نمیکند ! در روانشناسی می گویند اگر کسی واقعا قصد خودکشی داشته باشد دیگرنه جار میزند و نه به کسی می گوید ! راست راست میرود و خودش را نابود میکند ! ادا و اطوار هم در نمی آورد !! ولی کسی که دودل است یا میخواهد ناز کند عالم و آدم را خبر میکند که آهای ملت من میخواهم خودم را بکشم !! یعنی بیایین جلوم را بگیرین !! دیگر اینکه نکند شما هم مثل رِند فقط هیبة الله هستید ! فقط اسمش را یدک می کشید ! قصد فقط تشر و ارشاد است آنهم از راه دور ؟!! نکته دیگراینکه چرا حالا یاد مفسدان فی الارض افتاده اید ؟! این چند سال عزیزان کجاتشریف داشتند ؟! یعنی دماغ یک خانم ! شما را اینطور تکان داد ؟!! ونکته آخراینکه روم به دیوار گلاب به روتون ! خدای نکرده عزیزان اخطاردهنده که بلانسبت دستشان با عزیزان در یک ..... نیست ؟! که زودتر حضرات را خبر کرده که یعنی آهای خبر ! ما اومدیم جمع کنید بساطتون رو !!!
خرس !!
چند صباحی است از جلسه پرسش و پاسخ شورا و مردم میگذرد . در این چند سطر قصدی بر حمله به کسی نیست !! نه کاری به سخنان گهربار شهردار عزیز داریم و نه شورای بهتر از جان ! کاری هم به افاضات درباب وبلاگهای جناح نداریم چون وقتی آدمی از چیزی می ترسد ناخودآگاه ترسش را بروز میدهد !! ( امروز یک پا روانشناس شده ایم برای خودمان !! ) به اندازه کافی عزیزان داد سخن داده اند در باب این مجلس مشعشع !! شاید باورتان نشود اما مقصود از نگارش این سطور حمایت از شهردار عزیز و شورای عزیزتر است ! مگر نه اینکه شهردار عزیز فرمودند خوبیها را ببینید واز گل و بلبل و دشت و دمن داد سخن برانید !! خُب داستان زیر نیز شرح حال آقایان است ! خودتان تفسیر کنید این قصه را و بگیرید اصل ماجرا را !! رِندی از بینوایی درزمستان دُراعه کتان (لباس نازک ) پوشیده بود . خرسی را سیل از کوهستان درربوده می گذرانید . سرش در آب چنانکه پنداشتی پوستین است ! رِند درسیلاب پرید تا پوستین را بگیرد و گرفتار خرس شد و در کشاکش آب غوطه می خورد ! مردمان از بیرون بانگ برداشتند که پوستین را رها کن وخود بیا . رِند می گفت : من پوستین را رها کردم پوستین مرا رها نمی کند !!!
تولد.....!!

این یک مطلب کاملا جدی است !
حالا که به سلامتی وارد سومین سال ظهور و بروز و تولد و زایش ! جناح مانی شده ایم دیدیم بدنیست برای خودمان چند کلوچه و تی تاپ بگذاریم و به عنوان کیک تولد وبلاگمان شمعها را فوت کرده تولد تولد بخوانیم ! ( کسی برایمان تره خورد نکرد خودمان خودمان را تحویل می گیریم !! ) در این سه سال با نوشته ها و تصاویر و کاریکاتورهایی در خدمت امت ادب پرور ! بوده ایم که به قول بعضی ها عالی بوده ! یا مزخرف ! و یا واقعیت را نوشتیم ! و یا نه عقده شخصی بوده وآمال درونی خودمان ! (کلمات قلمبه سلمبه رو داشته باشید !! ) یا بلد نبودیم نوشتن را ! خلاصه نظرات و تعاریف و فحاشی های عزیزان به راه بود! شاید بزرگترین موهبت نوشتن در این فضا ، آشنایی با میزان درک ، شعور ، ظرفیت و میزان شناخت از طنز و نقد ، وسطح فرهنگ و سواد جامعه کوچکمان بود ! در این مدت شاید لطف خیلی ها شامل حال این وبلاگ شد( البته دوستی به ما فرمودند که این تعاریفی که در نظرات از وبلاگت میشود همه اش کار خودت است ! کسی نظر مثبتی بر این لگن ندارد !) حال چه کار خودمان باشد چه ملت ! تشکر صمیمانه ما تنها ذره ای ، جبران محبت خودمان یا ایشان است . خیلی ها هم به جای نقد مطا لب وبلاگ ، به وبلاگ و نویسنده اش از سر توهین تاختند ! زدن حرفهای سخیف و بی ارزش به دلایلی کاملا شخصی !! گرچه باید به نویسنده وبلاگ که خودمان باشیم تبریک گفت که اولا چهارنفررا مجبور کرده بهش فکرکنند و از او خوششان نیاید !! ( همان عقده ای که میگن !! ) دوما اینکه عقده چهارتا جوون که نمی توانند همپای ارازل و اوباش در خیابان لات بازی دربیاورند را در اینترنت و بر سر وبلاگ خودش باز کرده عقده گشایی میشوند و البته از دست ما حرص میخورند!! گرچه به توصیه عزیزی که خیلی برایم عزیز و محترم است و حرفش سند است جواب کسی را نداده به قول ایشان جواب ابلهان خاموشی است را آویزه گوش کرده ایم ! و اگر جوابی به کسی داده می شود در جهت التیام و آرامش روح و روان خراشیده آن عزیزان است !! نکته جالب اینکه علیرغم این همه ادعا در باب درک و شعور و گهواره فرهنگ بودن و از این چیزها! به تعداد انگشت یک دست هم کسی مطالب وبلاگ را درست نقد نکرده واگر کسی نقدی داشته با توهین و گفتن خزعبلات حرصش را بیرون ریخته وداده !! بجز دوسه نفر واقعا کسی نیامده بگوید فلانی قلمت کند است! تند است ! جملاتت ادبی نیست ! فعل و فاعلش کو ؟! تکراری شده مطالبت ! طنز نیست نظرات شخصی است ! هجو شده وبلاگت !! چه کسی از نقد صحیح بدش میاید ! نباید مثل بعضی ها سرخ و سبز و زرد شد و فرمان حمله را صادر کرد ! خط داد ! حرص خورد ! یا تهدید کرد ! یا پشت سر حرفهای کوچک زد !! شاید از یک لحاظ وبلاگ درمیان وبلاگهای دیگر جناح منحصر به فرد باشد و آن اینکه برخلاف سایر وبلاگها که نظرات پس از تایید نمایش داده میشود وباید دید چرا همه وبلاگها نظرات خود رابسته اند شاید از دست همان فحاشین ! علیرغم این همه ادعای فرهنگ داشتن !جناح مانی هیچگاه حتی با درج شدن بدترین الفاظ ، قسمت نظرات خود را نبسته وآزادی کامل را به ببینندگان خود داده است ! ( بابا آزاد! بابا بی سانسور ! بابا مغرور! بابا نترس !) به هرحال در سال نو با تغییراتی در این وبلاگ خدمت خواهیم رسید . در اولین گام نظرسنجی ! تا عیار کار دستمان بیاید تا میزانی از رضایت یا عدم رضایت را متوجه وبلاگ مشعشعمان ! کند ! یک مژده هم به بعضی دلبران که سایه این وبلاگ عزیز ! را با نویسنده اش یکجا با تیر می زنند بدهیم که اصلا شاید درهمین سال دَر این وبلاگ را بنا به دلایلی تخته کردیم رفت پی کارش ! ( البته دلیل ترس و خستگی وفشار نیست چون اگر اینها باشد خیلی قبلترها باید فلنگ را می بستیم ! ) و یک خبر بد هم به همان دلبران دلکش ! بدهیم که فعلا در خدمت شما هستیم شاید بیخیال بستن فلنگ شدیم !! انشالله که از بودن ما کسی رنگین کمان نشود !! در پایان خیلی لطف می کنید در نظرسنجی شرکت نموده و خیلی مارا شاد می فرمایید که با نظراتتان وبلاگمان را مزین می فرمایید !
سیزده دروغ سیزده !!

- شهردارجناح در ملاءعام ظاهر شد! (مگه فراری بوده !) و به ملت گزارش کار داد!
- مردان و پسران وکودکان یکی از محلات جناح دیگر به هیچ پسری نگاه نکرده نمره نمیدهند
- شب جمعه هیچ مشروبی خورده نشد! هیچ موجوددووپایی هم ....................
- نماینده خدوم مجلس هفته ای یک بار برای خوردن برنج گوشت و کباب دعوتی حضرات ! به جناح نیامد برای راه انداختن کار ملت ، دیدار مردمی (کباب خوری هم دیدار مردمیه نابغه ! ) و دیدن مشکلات و معضلات آمد !!!
- پیست مسابقات اتومبیلرانی فرمول یک ! دربرابر آسفالت خیابانهای جناح لنگ انداخت !
- شورای جناح دربرابرارباب رجوع از جمله خودت برو پیگیری کن !! استفاده نکرد !!
- درجلسه پرسش و پاسخ دینی ، جوابهای شیخ عزیز قانع کننده بود !!
- آمبولانس بیمارستان جناح ! بی هیچ منتی به مریض داده شد !
- شَمالی و افغانی های ساختمان ساز جناح ! رتبه اول در کیفیت را در کشور کسب کردند !
- آموزش و پرورش جناح از نمایندگی ارتقا داده شد!
- دانشگاه جناح داری استادان بالای سیکل شد ! ( دست از سرکچل این دانشگاه بردار جناح مانی ! اینودر نظرات خواهند گفت !!)
- یکی از شیوخ کت و شلواری خیلی شیخمان ! دیگر هشتاد و هشت درصد سخنانش را درباب ماهواره ! فارسی وان و نگاه نکردن به آن اختصاص نمیدهد !!
- جناح دربین سایر شهروروستاهای منطقه ارزانترین شهرمی باشد ! (از همه نظر )
آدم باش .......!!
اصولا نصیحت کردن چیز خوبی است ! اینکه آدم منحرف و از راه بدررفته را آدم کنی آنهم با نصیحت و خطابه ! البته نصیحت داریم تا نصیحت . آدم باید طوری نصیحت و خطاب کند که به تِریش قَبای طرف ! برنخورد علی الخصوص آنکه جوان هم باشد . القصه ! نماز جمعه شش اسفند ما و خطیب تازه اش و موضوع آن خطبه درباب نصیحت و روشنگری جوانان درنوع خودش حاوی نکاتی جالب بود ! بعد از استماع این خطبه ها بعضی چیز ها ! به مغز انسان خطور میکند که گفتنش خالی از لطف نیست :
- معمولا در ابتدا خطبه ها ، خطیب با نام و یاد خدا ودعا شروع می کند که حداقل دومتری طول دارد ! اما این خطیب ما هنوز چیزی نشده و کلامش دَم نیاورده بود که پرید وسط بحث وگفت :امروز درباره جوانان سخنی داریم و تند و سریع و خشن فرمود : ای جوان آدم باش !! هر بنی بشری که باشد جا میخورد و پیش خود میگوید : این با مَنه ! این چه طرز حرف زدن و سخنرانیه !!
نتیجه : احتمالا خطیب ما دست پیش را گرفت تا پَس نیفتد !
پیش بینی : احتمالا در خطبه ها وسخنرانی های بزرگان و کله گنده های شهرمان در آینده اینچنین ملت مورد خطاب قرار می گیرند : بچه آدم باش ! هِی پیری خِرِفت اینقدر آروغ نزن ! کره خر مگه حرف آدمیزاد سرت نمیشه ! الدنگ ! مرتیکه حیف نون چرا به حرف پدر و مادر گوش نمیدی !! بگم بندازنت تو تَش سرخ جهنم !! عین بز تالی منو نگاه نکن خب آدم شو !!
- لازم است حضرات یک کلاس سخنرانی بروند . سخنرانی برای ملت فوت و فنی دارد . آدم شمشیر را از رو ببندد حق بدهید ملت خود راخیس نکنند شاهکار کرده اند !
نکته :البته مراقب باشید کلاس سخنرانی نروید که در آن برادر چاوز و فیدل (کاسترو) تربیت شده اند . آن وقت باید پنج ساعت پای چرت و پرت بنشینیم و به جای نماز ظهر نماز عشا اقامه کنیم !!
- همیشه خوانده ایم و شنیده ایم و به ما گفته اند که خطبه های نماز جمعه محلی برای انعکاس مسائل و مشکلات مردم و شهر وبازگوکردن آن درکنار مسائل و خطابه های دینی است . اما شکر خدا نماز جمعه شهر ما تبدیل شده به پیچاندن گوش پدرومادر و جوانان از راه بدررفته ما ! عزیزان بد نیست در کنار مسائل دینی که آنهم از بس استاد تشریف دارند با تَشَر و تهدید و ترساندن از خدا و دین وآخرت همراه است ، کمی هم از معظلات و مشکلات شهر و مردم غیور سخنی بیاورند !
نتیجه :اولا آدم به کسی که کله گنده تر از خودش است گیر نمیدهد ! دوما حتما ثواب خطبه گفتن وخطبه شنیدن به همین گیر سه پیچ دادن به ملت است ! آدم که به زحمتکشان و خادمان ملت به به می گوید نه اینکه بربگردت وبگوید : داداش بالا چشمت ابروست ! سوما حتما حضرات عقلشان بیشتر است و می دانند که ملت چیز نفهم و آدم نیستند !
- اصولا تربیت کردن انسان و بیرون دادن آدم خیلی سخت است ! عزیزان به سخنان ملتی که از مسجد جامع یا عایشه و یا سایر مکانهایی که در آن خطابه و نصیحت به راه است بیرون می آیند دقت کرده اند ؟ چند در صد با این نوع تشر شما تاثیر پذیر شده اند ؟ به محض خارج شدن و دم در مسجد : ای ............. دختره رو ...................... خدا نیستت ................. گور ................... و و و !! البته ناامید نباشید ادامه بدید انشالله یک زمانی یک چیزی تو مغز ملت خواهد رفت !!!
- احتمالا عزیزان حضرت ! عین ما وبلاگها که هرازگاهی سوژه و حوصله و وقت کم می آوریم ، ابشان نیز سوژه ای جز پیچاندن گوش ملت و نه کس دیگری در ذهن مبارکشان خطور نمی کند !
نتیجه : انشالله این نصایح همراه با تشر و تهدید از نوع خفیف شده برادر قذافی نباشد ! و الگوی آقایان آن جناب نباشد ! چون آن عزیز دل و شوتی زمان ! خود را با خلفا مقایسه فرموده اند و درکنارش چند عدد قصابی زده اند !!!